تاريخ انتشار: 1 اسفند 1394 ساعت 00:53

یادداشتی از حسین رضوی فرد

نگاهی به کتاب «نقیضه و نقیضه سازان» مهدی اخوان ثالث


 
8- مدتها بود که می خواستم درباره ی کتاب «نقیضه و نقیضه سازان» اثر زنده یاد مهدی اخوان ثالث(م.امید) شرحی بنویسم تا امروز که در شرف زادروز این شاعر بزرگ قرار داریم فرصتی دست داد و به این کوتاه نوشت منجر شد. اخوان با نثری بسیار قوی و آموزگارانه بیست و نه فقره یا فصل کوتاه را در 208 صفحه در باب نقیضه درس داده است. وسعت دایره ی واژگانش به گونه ای است که از همان ابتدا متوجه می شویم او به حق یک آموزگار محقق است و می توان تفاوت کار وی با کسانی که شاعرند اما آموزگار و محقق نیستند و به این کار دست می یازند را به فراست دریافت. بی شک اگر نشر کتاب در زمان حیات ایشان صورت می گرفت کاری جامع با چهارچوبی کامل تر هم از آب در می آمد.


7- به نظر می رسد کتاب نقیضه و نقیضه سازان با وجود غنای تحقیقی نتوانسته است جای خود را لااقل در بین طنزپردازان باز کند و به چاپهای متعدد برسد. در کتاب یاد شده که حاصل تجمیع دست نوشته های اخوان توسط ولی الله درودیان است، نظر و احساس اخوان درباره نقیضه و نقیضه سرایان به صراحت بیان شده و احتمالا این موضوع در کمرنگ شدن استقبال از کتاب وی بی تأثیر نبوده است. اخوان اگرچه بارها حساب نقیضه های رکیک را از نقیضه هایی که در جستجوی شوخی یا غنا بخشیدن به یک اثر سروده می شوند از هم جدا می کند اما در فقره های پایانی کتاب گویا دلش راضی نمی شود و رسما نظرش را در باب نقیضه بیان می کند: «من اصولا از نقیضه و نقیضه گویی و گویندگان نقایض چندان خوشم نمی آید و این فن را کم قدر می دانم. حیف عمر و وقت و حتی کاغذ و قلم و معتقدم که اغلب و اغلب و اغلب ارواح بلند و قرایح و ذوقهای عالی و طبایع متعالی و درخشان و اصالتا و شاغلا گرد این گونه مشغله ها نمی گردند مگر و مگر بسیار به ندرت...» وی سپس انگیزه اش را از انجام چنین پژوهشی اینگونه بیان می کند: «همان نیروی نافره مرا واداشت که ببینم بی مزه و بیهوده سخن به این درازی چرا و چیست؟»(ص148). اخوان با همین استدلال نیما را بخاطر پیشتازیش در شعر نو ستایش می کند و می گوید: «راه نیما بالتمام اگر هر عیبی داشته باشد همین یک هنرش جابر همه ی کسرها بس، که دیگر درِ استقبال و بدرقه و این جور جوابها را تخته کرده است و الهام و خلق شعری را از زیر تسلط جابرانه و تصرف عدوانی قوافی و ردیفها و طرحها به در آورده است»(ص90).


6- از حق نباید گذشت که حجم آثار رکیک و به تعبیر اخوان بی مزه و بیهوده در این ژانر چند برابر آثار ارزشمندی است که به طور معمول بر زبان طنزپردازان و نقیضه گویان معاصر جاریست؛ برای نمونه خواجه هدایت الله رازی متخلص به هدایت پنج مثنوی بی معنی در مقابل خمسه نظامی موزون کرده و شاه عباس اول به کیفر سه بیت که با معنی بوده سه دندانش را کشیده و به ابیات دیگر، هر کدام اشرفی صله داده، این سه بیت چقدر هم معنی دارند!:
«اگر عاقلی بخیه بر مو مزن / بجز پنبه بر نعل آهو مزن
به رغم فلک ترکتازی مکن/ به آهنگ ما همچه بازی مکن
که نعل از تبسم مربا شود/ به صبر آسیا کهنه حلوا شود»(ص70).
از همین حکایت معلوم می شود که چقدر پادشاهان صفوی به ادب پارسی خدمت کرده اند، شاه عباس که گل سرسبدشان بوده است! 


5- نوع برخورد محقق حوزه طنز با طنز و شعبه های آن یعنی هزل و هجو و نقیضه و نظیره و ... در تشخیص میزان ارزش و اهمیت این ژانر در ادبیات نقش محوری دارد؛ فی المثل دانشمندی چون بهاء الدین خرمشاهی با توجه به اینکه خود قریحه ی طنز دارد و به اعتبار کارهایش طنزپرداز است با امثال این سه بیت برخورد دیگری می کند. وی نام اینگونه اشعار را در کتاب «طنز و تراژدی» خود «شعر معنی اندر معنی» می گذارد به عبارتی تلاش نقیضه سازان و طنزپردازانی از این دست را یکجا بیهوده نمی داند و گویی این هم برای خود و در جای خود غنا بخشیدن به زبان فارسی است )مخصوصا اگر بتواند خیالی بدیع را بیافریند( تا در این حوزه تجربه نیازموده وجود نداشته باشد. بنابراین می توان از نظرگاه استاد خرمشاهی هم به نیمه پر لیوان نظر کرد و ظرفیتهای طنز را تقویت نمود. همین رویکرد استاد خرمشاهی باعث شده است ایشان به کشفهایی در حوزه طنز دست یازند و کتاب «کژتابیهای ذهن و زبان» را نیز در کارنامه خود ثبت نمایند که خواندنش خالی از لطف نیست بلکه توصیه می شود.


4- شک نیست نظر اخوان مبنی بر انزجار از بیهوده گویی بیشتر ناظر بر نقیضه های رکیک است که اخلاق و منش های انسانی را پایمال می کند نظیر بخش عمده نقایض سوزنی بر اشعار سنایی. وی البته سوزنی را در کارهای دیگرش قبول دارد و حتی در جایی تلویحا کارهای رکیکش را به لحاظ فنی از کارهای جدی شاعری چون امیر معزی برتر می داند و می گوید:«خود معزی هم حتی به گرد سوزنی نمی رسد»(ص129). همان عقیده ای که استاد شفیعی کدکنی در «صور خیال در شعر فارسی» در مورد اشعار امیر معزی دارد و او را دون همه ی شاعران قرن پنجم  و ششم می داند.


3- کتاب نقیضه و نقیضه سازان از چند منظر قابل اهمیت است و لازم است اهلش به آن نظر کنند یکی اینکه در این حوزه کتابهای اندکی به صورت خاص فقط به امر نقیضه پرداخته اند مثل « نظریه‌ی تقلید نقیضه‌ای» نوشته هاچن لیندا، ترجمه سعید سبزیان، 1388 و «پارودی» اثر الهام پاگرد، 1391 و «بگو بخند با حافظ : رویکرد پدیداری به طرز سخن حافظ و طنز نقیضه‌گویان» اثر مجید بهره‌ور با پیشگفتاری از بهاءالدین خرمشاهی، 1393. یعنی کار اخوان در باب نقیضه به لحاظ زمانی مقدم بر کارهای معاصر صورت گرفته در این زمینه است. کتابهایی دیگری که به این موضوع پرداخته اند، نقیضه را در کنار دیگر مظاهر طنز و هجا دیده اند و البته در جای خود برخی، توصیف مختصر ارزشمندی از این قالب داشته اند مثل کتاب «طنز و شوخ طبعی در ایران» اثر دکتر علی اصغر حلبی که در حوزه پژوهش طنز از یکتایان محسوب می شود. 


 2- ارزش دیگر کتاب این است که پس از واکاوی تعریف نقیضه در فرهنگ های فارسی و انگلیسی و عربی، تمامی اصطلاحات و مترادف های نقیضه همراه با شاهد مثالهایش را به مخاطب آموزش می دهد از جمله اصطلاحات نظیره و مجابات و جواب و تزریق و تزویر و تعریض و استقبال و بدرقه و پارودی.
تقسیم بندی های اخوان در باب نقیضه نیز کامل و قابل قبولند. وی در فقره بیست و دوم صفحه 114، شیوه و شگرد نقیضه را از منظر غرض یا اغراضی که دارد به چهار شاخه تقسیم می کند:
 الف) نقیضه هایی که تنها غرض استهزاء و مسخره کردن و کسوت هزلی دارند مثل نقایض سوزنی و بعضی آثار عبید. 
ب) نقیضه های با غرض تفنن و تفریح، در ملایمات هزل و مزاح مثل بعضی نقایض اطعمه و البسه و زینت آلات ستایان چون بسحاق اطعمه، احمد اطعمه، حکیم سوری البسه و رشید عباسی جواهر و... مانند این نقیضه بسحاق اطعمه:
رشته ی آش معرفت ماییم/ گه خمیریم و گاه بغراییم
ما از آن آمدیم در مطبخ/ که به ماهیچه قلیه بنماییم
اصل شعر از شاه نعمت الله ولی است:
گوهر بحر معرفت ماییم/ گاه موجیم و گاه دریاییم
ما بدان آمدیم در عالم/ که خدا را به خلق بنماییم
شاه نعمت الله چون به شیراز رسید و بسحاق را بدید با وی گفت: خوب پس «رشته آش معرفت شمایید؟» بسحاق جواب داد «آری، چون ما نمی توانیم از خودِ الله بگوییم لاجرم از نعمت الله می گوییم!» اخوان از این نمونه ها نتیجه می گیرد که لطف و مزه ی این قبیل نقایض تا همین حد است، نهایت آنکه ادخال سرور در قلب مؤمنین می کنند همین و بس(ص122). به نظر می رسد اگر اخوان خود اهل طنزپردازی بود روی طعنه ی مستتر در نقیضه بسحاق تمرکز بیشتری می نمود و آن را صرفا در حد یک شوخی و تمام تلقی نمی کرد چنانکه در مورد نقیضه حافظ بر شعر معروف شاه نعمت الله ولی چنین تصوری نداریم: «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند/ آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند!» و آن را نقد تند اجتماعی علیه صوفی گری و تزویر و خودبرتر بینی صوفیان زمان حافظ می دانیم؛ اگر چه به تفاوت جایگاه رفیع حافظ در قیاس با بسحاق اطعمه اذعان داریم مخصوصا که روی همین شعر، بسحاق هم نقیضه ای دارد که تفاوت سطح زبان وی با زبان رندانه حافظ آشکار است(...دردم نمی شود ز بن ماش و سرکه به/ باشد که از مزعفر و قندش دوا کنند...)
ج) غرض اجتماعی و انتقادی مثل بعضی نقیضه های عبید زاکانی که از فرط شهرت نیاز به نقل نمونه ندارد.
د) غرض بینابین در عالم ملایمات هزل و هجای اجتماعی و فردی مثل پاره ای از آثار یغمای جندقی و نقایض محمد حسین سیرجانی مشهور به نبی السارقین. 


1- اخوان در فقره بیست و ششم صفحه 149 نوشته های خود، «جواب» های شاعران را در قالب نقیضه به یکدیگر به سه دسته تقسیم کرده که دسته سوم از کتاب جا افتاده است! الف- جواب های صوری که در حقیقت استقبال و بدرقه است. ب-جواب های معنوی که گوینده بیشتر متوجه معنی است تا صورت و گاه در طرح، مختصر تصرفی هم روا می دارد. 
مثالی که در پی می آورد مربوط به دعوا و تضریبی است که شاه بین دو شاعر دربارش ایحاد می کند و نظامی عروضی آن را نقل کرده است. روزی سلطان از عمعق بخارایی پرسید که شعر رشیدی به نظر تو چگونه است؟ عمعق گفت: خوب است اما قدری بی نمک است. در همین اثنا رشیدی از راه رسید و خواست بنشیند که سلطان او را به گوشه ای خواند و قضیه را به او گفت که عمعق شعر تو را بی نمک می داند، می خواهم در همین مجلس جوابی دندان شکن به او بدهی. رشیدی قلم و کاغذ طلبید و بر بدیهه این قطعه بگفت:


شعرهای مرا به بی نمکی/ عیب کردی روا بود شاید
شعر من همچو شکر و شهدست/ وندرین دو نمک نکو ناید
شلغم و باقلاست گفته ی تو/ نمک ای بی مزه تو را باید!
 
نقیضه و نقیضه سازان/ مهدی اخوان ثالث(م.امید)/ به کوشش ولی الله درودیان/ چاپ اول/ 1374/ انتشارات زمستان 


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: