تاريخ انتشار: 9 مرداد 1397 ساعت 21:36

شعری از دکتر عباس احمدی

داستان آب از چشم آورِ بحران آب

 

 

ستایش خدایی که ما را نواخت

و آز آب هر چیز را زنده ساخت

«پر از غلغل و رعد شد کوهسار

زمین شد پر از رنگ و بوی و نگار

جهان چون عروسی رسیده جوان

پر از چشمه و باغ و آب روان»

ولیکن صد افسوس در قرن بیست

منابع به کل گشت نابود و نیست

چو افزون شد از نوع انسان، نفوس

غذا کم شد از بهر موجود لوس!

فزون شد کشاورزی و کشت و کار

برآمد ز مام طبیعت، دمار

تراکتور به سرعت نشانید شخم

«ز هر تخم برخاست هفتاد تخم»

ولی منبع آب محدود بود

چنین غم برای بشر زود بود

چنان خشک‌سالی شد اطراف فاو

که یاران فراموش کردند لاو!

چنان خشک‌سالی شد اندر ونیز

که یاران فراموش کردند... چیز!

چنان خشک‌سالی شد اندر کرج

که یاران نمودند با خویش، لج

چنان خشک‌سالی شد اندر اراک

که یاران نمودند هم را بلاک!

چنان خشک‌سالی شد اندر شمال

که مردم بخوردند چوب بلال!

نمانده‌ست آبی به جز آب چشم

کلاه بشر را نمانده‌ست پشم

بسا حفر شد چاه غیر مجاز

سر رشته البته باشد دراز

به پایین‌ترین حد خود، سطح آب

رسید و تو گویی که آمد عذاب

همی سفرۀ آب زیرِ زمین

همی رفت پایین و پایین‌ترین

نه آبی‌ست ما را و نه آبروی

نیاید دگر آب رفته به جوی

فرو کرده یک عده افراد بیغ!

به دشت اندرون چاه‌های عمیق

بر این رودها پشت هم سد زدند

نه یکّی و دوتا که سیصد زدند

صنایع خطرناک و پُر آب‌خواه

همه جانمایی شده اشتباه

چنین خشک گردید زاینده‌رود

بشد بستر آن پر از خاک و کود

بخشکید تالاب و دریاچه‌ها

نشد خیس دیگر در آن پاچه‌ها!

نرویید گندم به هر دیم‌زار

نمانده غذایی کنی زهرمار!

 

تو ای نور دیده بکن حرف، گوش

نمان پنج ساعت تو در زیر دوش!

مزن زیر آواز در زیرِ آب

مخ تو مگر دارد ای دوست، تاب!؟

نود درصد آب دنیاست، شور

تو حالا بیا هی خودت را بشور!

عزیز دلم آب شیرین کم است

بهینه بمصرف که حق همه‌ست

بپا می‌شود در جهان جنگ آب

بدین پایه اوضاع باشد خراب

کجای جهان شخص با  لُنگ و تاید!

بدین آبِ خوردن بشوید پراید!

اگر آب هم جیره‌بندی شود

تو را وضع، چون فیلم هندی شود!

چو یارانه‌ها آخر برج و ماه

بگیری تو یک دبّه از آب چاه

بزودی به جای مداد و گلیم

بباید ز چین، آب وارد کنیم!

به هر روستا خشک گشته قنات

نکرده ولی هیچکس التفات

بشر گوییا باز در خواب رفت

که از آبرُفت زمین، آب رفت

شده کم میانگین بارندگی

خدایا شد این هم مگر زندگی؟

که خود کرده را هیچ تدبیر نیست

ولی باز هم بچه‌ها دیر نیست

در این سرزمین برف و باران کم است

بله وضع آیندگان مبهم است

نخواهیم تا از عطش کف کنیم!

به اندازه از آب مصرف کنیم


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: