تاريخ انتشار: 7 بهمن 1397 ساعت 00:16

شعری از محمد حسین مهدویان

فوتبال ایران و ژاپن

 

دو سه شب پیش با فک و فامیل

شاد و شنگول و خرم و خندان

جمع بودیم پای تلویزیون

وقت بازی ژاپن و ایران

 

همگی گرم دیدن بازی

زل زده توی ال سی دی سونی

ضمن تشویق تیم ملی‌مان

می‌شکستیم تخمه ژاپنی

 

ناگهان ضد حمله زد ژاپن

شوت کردند و بیخودی گل شد

تخمه‌ها در دهان‌مان ماسید

فک‌مان نیز اندکی شل شد

 

تخمه را تِخ نموده و رفتیم

سمت فالوده‌های شیرازی

در همین ثانیه مهاجم ما

زد به ژاپن عجب گل نازی

 

آن‌ طرف‌تر عروس عمه بتول

داد شرح جهاز شیکش را

به رخ جاری‌‌اش دوباره کشید

ماکرو ویو پاناسونیکش را

 

گل بعدی تیم ژاپن هم

وارد تور تیم ایران شد

باز ما ‌مثل ماست وارفتیم

بلکه وارفتگی دوچندان شد

 

توی وقت اضافه بودیم و...

سوت پایان بازی داور...

می‌رسید از درون ورزشگاه

داد و فریاد اگزوز خاور

 

پدرم هندوانه‌ای آورد

تا بگیریم بلکه ما، جانی

در کنارش گذاشت در سینی

چند چاقوی اصل زنجانی

 

نه... خطاشد... پنالتی است انگار

فرصت یک پنالتی ایران

گل زدیم و نباختیم اما

هست بازی هنوز در جریان...


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: