تاريخ انتشار: 19 اردیبهشت 1398 ساعت 14:43

شعری از مصطفی مشایخی

غیبت

 

 

ما کمی تا قسمتی انگار غیبت می‌کنیم

دور هم باشیم یک مقدار غیبت می‌کنیم

قصدمان البته دلسوزی ‌است، در هر محفلی

التزاما با همین معیار غیبت می‌کنیم

حرفمان هم حرف‌هایی پیش پا افتاده نیست

بلکه با تحلیل یک رفتار غیبت می‌کنیم

صبح‌ها سرگرم کاریم و گرفتاری، فقط

عصرها در پارک یا بلوار غیبت می‌کنیم

آشنایی را که می‌بینیم خیلی مختصر

چند ساعت ضمن این دیدار غیبت می‌کنیم

رو به رو خوبیم با هم مشکلی در کار نیست

پشت سر گاهی تفنن وار غیبت می‌کنیم

تا نگیرد قلب یک بیمار از ناهمدمی

دسته جمعی دور آن بیمار غیبت می‌کنیم

هرکجا هم وای فایی نیست یا نت مختل است

تا به ما بد نگذرد ناچار غیبت می‌کنیم

غالبا با دست پر در جمع حاضر می‌شویم

از همین رو غالبا پربار غیبت می‌کنیم

با زبان روزه، صحبت تا حدودی مشکل است

طالبش باشد، پس از افطار غیبت می‌کنیم

حرفمان هم نقد سازنده ‌است، اسمش غیبت است

پس چه غم گاهی اگر بسیار غیبت می‌کنیم


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: