تاريخ انتشار: 12 شهریور 1391 ساعت 12:53

اعلام شد:

اسامی راه‌یافتگان به مرحله نهایی هفتمین جشنواره طنز مکتوب


به گزارش دفتر طنز؛ دبیرخانه این جشنواره از راه یافتن 47 نفر از میان 314 شرکت کننده در این جشنواره به مرحله نهایی داوری خبر داد.
بر این اساس، در این دوره از جشنواره از 337 اثر در بخش شعر؛ 10 اثر و  از 249 اثر در بخش نثر؛ 8 اثر برای ورود به مرحله نهایی از سوی هیات انتخاب معرفی شدند.

همچنین از 45 اثر ارسالی در بخش مقاله؛ 8 اثر و 291 اثر فرستاده شده در بخش داستان کوتاه؛ 9 اثر امتیاز لازم را به منظور گزینش نهایی کسب کردند.

در این میان از 66 اثر در بخش نمایشنامه؛ 7 اثر و 53 اثر در بخش کوتاه نوشت؛ 6 اثر، برای شرکت در این جشنواره معرفی شدند.
بنا بر این خبر از میان 47 راه یافته به مرحله نهایی جشنواره، 39 نفر مرد و 8 نفر زن هستند و بیشترین تعداد راه یافته از استان تهران با 14 نفر است، همچنین این استان عنوان بیشترین تعداد آثار ارسالی به دبیرخانه را با 327 اثر به خود اختصاص داده است.

گفتنی است، اسامی نفرات برگزیده هفتمین جشنواره طنز مکتوب در مراسم اختتامیه ای که 25 و 26 شهریور ماه در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار می شود، اعلام خواهد شد.

برای دیدن عکس بزرگتر و واضح‌تر روی عکس کلیک کنید!


نظرات
قدیر وقاری

اقای رفیع سلام تورو خدا تو جشنوارهاتون عکس طنز را هم لحاظ کنید

جیغ

گلکاریکلماتورهای رفوزه عباس گلکار
این گلکاریکلماتورها در هفتمین جشنواره سراسری طنز مکتوب (26/6/91)، رفوزه شده اند.

آیینه را نشکن، کوچکترت می کند.
آتش،‌ جنگل را خاموش کرد.
تبر، کلنگِ احداثِ کویر است.
درختان را می برند تا سیل به آنها اصابت نکند.
گیوتین، سرزنش می کند.
درخت تا زنده است،‌ دسته ی تبر نمی شود.
پاییز نمی داند زیر پوست درخت چه می گذرد.
مرداب از انزوا آب می خورد.
در این آب گل آلود، نه ماهی سر از پا می شناسد، نه ماهیخوار.
در خشکسالی، یخِ سراب می گیرد.
ابر عقیم، پیامبرِ خشکسالی است.
خشکسالی،‌ رقص ماه و ماهی را به خاک سپرد.
گرگِ زیرک به خالی بندی سگِ بی دندان می خندد.
ماهی ساده لوح روی آب می آید تا از توجه گربه تشکر کند.
به نظر گربه سوراخ موش نیاز به توسعه دارد.
رهگذرِ سر به زیر توی چاه نمی افتد.
جاده زودتر از مسافر به مقصد می رسد.
نیما به ما،‌ شب به خیر نگفت.
شبگرد، اگر در جا هم قدم بزند،‌ به سپیده می رسد.
خاله زنک،‌ الزاماً‌ ماده نیست.
ز گهواره تا گور، گیج می رویم.
رشته ی کلامش،‌ طناب پیچم کرد.
سرانه ی کتاب نخواندن،‌ بیش از 24 ساعت در شبانه روز نیست.
چراغ مطالعه به خواندن تعظیم می کند.
گویی به جستجوی گم شدن ایم.
دور از عدالت است که جیبِ پر،‌ بارِ این همه جیبِ خالی را به دوش کشد.
وقتی به خطِ فقر نگاه می کنم،‌کلاهم می افتد.
جشن تولد،‌ مراسم مچل کردن موجودی است که توی هچل افتاده.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک و اکثر آدمها در کارند تا اقلیتی حال و حول کنند.
طول عمر،‌ مدت معطلی درصف دریافتِ قبضِ روح است.
بر سرنوشتِ آدمِ طاس، حاشیه ها می توان نوشت.
قفسِ خالی، پر از آزادی است.
وقتی نیستی، هستی ام روی دستم می ماند.
ای کاش نبودنت را هم با خودت برده بودی!
در جنگ،‌ بیش از کودکان،‌ کودکی،‌ کشته می شود.
اگر کاریکاتوریست بودم،‌ فریاد می کشیدم

ملکان

با سلام و عرض خسته نباشید به همه دست اندرکاران این جشنواره و تبریک به منتخبین گرامی.

نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: