تاريخ انتشار: 22 اسفند 1391 ساعت 10:16

آخرین حلقه سال 91

رندان گرد آخرین حلقه سال 91 جمع شدند

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری در یکصد و سومین شب شعر طنز «در حلقه رندان» که با اجرای سعید بیابانکی برگزار شد، شاعرانی همچون اسماعیل امینی، امید مهدی نژاد، شروین سلیمانی، محمد جواد یثربی، کاوه جوادیه، عبدالجواد موسوی، امیر سادات موسوی، رضا احسان پور، بابک احمدی، ناصر فیض، محمد علی بهمنی، فرامرز ریحان صفت، علی داودی، سعیده موسوی زاده و عباس حسین‌نژاد به شعر خوانی پرداختند.


در این برنامه اسماعیل امینی با اشاره به برگزاری برنامه ایی با عنوان "درخت دوستی" عنوان کرد: گفته بودند که این برنامه تنها فرهنگی است در صورتی که متوجه شدیم انتخاباتی بوده است.


بخش هایی از شعر امینی به این شرح است:

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
بده مهمانی رنگین که رای بیشمار آرد
 که این تالار اجلاس است و ملک شخصی خاص است
 برای صاحبش البته فخر و اقتدار آرد
 بیا ای صاحب تالار و در محفل قدم بگذار
 بگو اهل هنر را پیشکارت در شکار آرد ...

امید مهدی نژاد نیز بخشی از کتاب طنز خود با عنوان "حالی وود" را که به تازگی منتشر شده است برای حضار خواند.

کاوه جوادیه نیز "مثنوی ترانه لالایی" خواند که بخش هایی از آن به شرح زیر است:

لای لای لای یادم تو رو فراموش
ببند چشاتو که نره خواب توش
لای لای لای لالای گلابی
قصه برات می گم که تا نخوابی ...


ناصر فیض مدیر دفتر طنز حوزه هنری نیز شعری بر اساس ترانه‌اى از امیر پیرنیان خواند که به شرح زیر است:

 اگه حافظ شده مشهور
 از استقبال من نیست و
 اگه سعدى شده معروف
 کم از امثال من نیست و
به قول مادر اقبال:
 کسى اقبال من نیست و
چه می‌دونم نمی‌دونى!

 همین کت، اینکه مى‌بینى!
یه جیبش مال من نیست و
اگه شلوارى هم، پا مه
 اونم اموال من نیست و
 تصور کن که جورابم
 مال امسال من نیست و
 چه می‌دونم نمی‌دونى!

 کلاهم قرضیه حتى!
 نه،این هم شال من نیست و
 رو لبهام هرچى تبخاله
 همه‌ش تبخال من نیست و
یه خال دارم،حالا تا جاش!
 که اون هم خال من نیست و
 چه می‌دونم نمی‌دونى!

 الف، تو قامت هیچ‌کس
 قدش چون دال من نیست و
 تو این عالم کسى حالش
 شبیه حال من نیست و
 سایه ام-حتى-تصور کن!
 دیگه دنبال من نیست و
چه می‌دونم نمی‌دونى!

 من انسانم دیگه نسلِ
نئاندرتال من نیست و
 دیگه! بالا پریدن هام
تبش، تو بال من نیست و
 تازه! امروز فهمیدم
 این از اشکال من نیست و
 چه می‌دونم نمی‌دونى!

 نوار غزه باور کن!
 توى اشغال من نیست و
تا این فیل توى فنجونه
مجال فال من نیست و
 کمى بد شد اگه شعرم
 این از اهمال من نیست و
 چه می‌دونم نمی‌دونى!

 سه چار تا قافیه مونده
 یکیش آشغال من نیست و
 یکیش یادم نره خوبه...
 همین اغفال من نیست و
 سه تا شد،کافیه یا نه؟!
 اینم اسمال من نیست و
 چه می‌دونم نمی‌دونى!


عباس حسین‌نژاد نیز یه شعر کوتاه خواند که یکی از آنها این است:

شاعری تا دم قصابی رفت
برگشت!


نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: