تاريخ انتشار: 28 فروردین 1392 ساعت 10:57

با برگزیدگان هفتمین جشنواره طنز مکتوب

در فرصت مطلوب درآور پدرش را / مهران حسینی

در نکوهش بدی !

 مهران حسینی ـ قزوین


صدبار بدی کردی و دیدی ثمرش را
نیکی چه بدی داشت ...! که دیدی ثمرش را !

هر کس به تو بد کرد، نیاور تو به رویش
در فرصت مطلوب درآور پدرش را

آنگاه اگر کینه تو کم نشد از او
بعد از پدرش‌، گیر سراغِ پسرش را

خوب است که آدم به کسی بد ننماید
خوب است بپاید همه ‌دور برش را

یا اینکه اگر کار بدی کرد، بداند
باید به طریقی بکند پاک اثرش را

آنکس که خرش می‌رود آنجا که نباید
حتماً نگرفته جلوی کار خرش را

آن یار که ارقامِ حسابش شده میلیارد
باید که نگیرند جلوی سفرش را

برعکس، بگویند هنر کرد که دررفت
در گینس هم ثبت کنند این هنرش را

در راه اگر رد شده باشند ز قزوین
باید بپذیرند تمامِ خطرش را

دادیم پر و بالش و حالا نگرانیم
دیگر نتوانیم بچینیم پرش را

گفتند که خوب است ببخشیم بدی را
بخشیدم و هر مرتبه دیدم بَتَرش را

شلوارِ لیِ گل پسرش بس که می‌افتد
مردم همه دیدند دو ثلث کمرش را

بسیار از این جنس مسائل همه جا هست
بگذار نگوییم از این بیشترش را

خالق سرِ خلقت، نظر از خلق نپرسید
خوب است بپرسند از آدم نظرش را

هشدار! شب شعر درش باز نماند
این بهتر از آنست که بندند درش را


نظرات
بهمن الماسی فر

سلام
نمی دانم در این دنیا که آدم بهتر است یا خر

دعوتید به رو غزل طنز البته با نظز

راشدانصاری

سلام
این شعر مال آقای حسینی قزوین است.تصحیح شود...

فرج الله بیدختی

وقتی زدوثلث کمرش رفت حکایت؛
خوبست نگفتید "ازآن بیشترش را"!

جسارتأ آفرین و درود و احسنت و زه و مرحبا بر استاد.

نظر بگذارید

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
وب سایت:
* متن نظر: